اقتصاد دانش‌بنیان ایران روزهای دشواری را از سر می‌گذراند. فشارهای پس از جنگ، محدودیت منابع ارزی، افت تقاضای بازار و فرسایش سرمایه انسانی، زیست‌بوم فناوری کشور را در معرض آزمونی قرار داده که پیش از این تجربه نکرده بود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی سیاست‌گذار دیگر «چگونه رشد کنیم؟» نیست؛ پرسش این است: «چگونه آنچه را ساخته‌ایم، از دست ندهیم؟»
پاسخ صندوق نوآوری و شکوفایی به این پرسش، در یک واژه خلاصه می‌شود: تاب‌آوری. به گفته نورالله‌زاده، تفاوت بنیادین شرکت دانش‌بنیان با بنگاه سنتی در همین‌جاست؛ کارخانه‌ای که تعطیل شود، ماشین‌آلاتش باقی می‌ماند و روزی دوباره روشن می‌شود، اما شرکت دانش‌بنیانی که فرو بپاشد، تیم نخبه‌اش پراکنده می‌شود، دانش ضمنی‌اش از بین می‌رود و بازگرداندن آن، اگر ناممکن نباشد، سال‌ها زمان و چند برابر هزینه می‌طلبد.
بر همین اساس، صندوق نوآوری سبد ابزارهای حمایتی خود را از تأمین مالی صرف فراتر برده است: تسهیلات سرمایه در گردش اضطراری، استمهال بدهی شرکت‌های آسیب‌دیده، ضمانت‌نامه برای حفظ قراردادهای جاری، و پوشش بخشی از هزینه نگهداشت نیروی انسانی کلیدی؛ ابزارهایی که هدف مشترک‌شان یک چیز است: زنده نگه داشتن هسته دانشی شرکت‌ها تا عبور از بحران.
نورالله‌زاده این رویکرد را نه هزینه، که سرمایه‌گذاری می‌داند: «هر شرکتی که امروز سرپا بماند، فردای بازیابی اقتصاد، موتور جهش خواهد بود.» به باور او، حمایت در روزهای سخت مأموریتی است که به تعویق نمی‌افتد؛ چرا که فرصتِ نجاتِ دانش، برخلاف بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی، تاریخ انقضا دارد.
آنچه در این میان اهمیت راهبردی دارد، پیام این سیاست به کل زیست‌بوم است: کارآفرین دانش‌بنیان باید بداند در سخت‌ترین لحظات تنها نمی‌ماند. همین اطمینان است که ریسک‌پذیری، نوآوری و ماندگاری نخبگان را در اقتصاد ایران ممکن می‌کند — و همین است که «تاب‌آوری» را از یک شعار، به یک مأموریت ملی بدل کرده است.